با او که همکلام می شوی به علاقه وافرش به فوتبال پی می بری آنقدر با عشق و علاقه از دویدن به دنبال توپ می گوید او باید از ابتدا پسر به دنیا می آمد،البته شاید اگر این اتفاق می افتاد تیم ملی ایران صاحب بازیکنی ارزنده بود.
نرگس رودگر متولد سال 1357 در نوشهر و عضو تیم ملی فوتبال بانوان از اینکه چگونه فوتبالیست شد و زانویش را در این راه از دست داد می گوید.
فوتبالیستهای بانوان برای هوادارن فوتبال نا آشنا هستند بهتر است در ابتدا از خودتون بگویید. نرگس رودگر هستم متولد 10/5/57 ، دانشجوی سال آخر تربیت بدنی،
2 خواهر و4 برادردارم و در خانواده ای متوسط به دنیا آمدم،اصالتا نوشهری هستم و در همین شهر زندگی می کنم.
از کی به فوتبال و دنیای توپ گرد علاقمند شدید ؟ از بچگی!همیشه مادرم به من می گوید:"از همان 3سالگی،همه کارهایت مثل پسرها بود،همیشه با توپ بازی می کردی و علاقه ای به اسباب بازی های دخترانه نداشتی"،خودم هم از وقتی یادم می آید عاشق فوتبال بودم.
از آقایان فوتبالیست که می پرسی همگی می گویند فوتبال را از زمین های خاکی شروع کردیم شما فوتبال را از کجا شروع کردید؟ در واقع فوتبالیست شدن من با یک اتفاق شروع شد،سال 76 ،سوم دبیرستان بودم که شنیدم یک دوره بازی فوتسال (که برای اولین بار در کشور برگزار می شد و بیشتر جنبه ی نمایشی برای معرفی فوتبال بانوان فوتبالیست به مردم داشت)در سالن تختی نوشهر برگزار می شود،طاقت نیاوردم،از مدرسه فرار کردم و به تماشای بازی رفتم،انگار خودم توی زمین بودم وقتی توپی خراب می شد حرص میخوردم و می گفتم اگه من تو زمین یودم این توپ را حتما داخل دروازه میکردم.
یادم می آید چون در ردیف اول نشسته بودم مربی تیم نوشهر صدای من را شنید
نگاهی به من انداخت و گفت:"واقعا میتونی این کارو انجام بدی؟"وقتی گفتم بله، سریع یک دست لباس به من دادند و گفتند برو تو زمین ،با هیجان زیاد وارد زمین شدم ،همه بهم نگاه میکردند،باورشون نمی شد که یک دختر اینقدر خوب فوتبال بازی کند،در آن بازی 3 گل هم زدم، در واقع از آن موقع بود که فوتبالم شروع شد و من از همان روز شدم بازیکن تیم،در همان دوره خانم گل، فنی ترین و بهترین بازیکن شناخته شدم و تیم خودمان هم قهرمان شد . خانم حضرتی(که هم اکنون داور هستند ودر فدراسیون فعالیت می کنند)بهترین دروازه بان شناخته شدند.
آیا خانواده شما با فوتبال بازی کردنت مشکلی نداشتند؟ خوشبختانه در خانواده هیچ مشکلی نداشتم و تمام اعضای خانواده به خصوص پدرم تشویقم میکردند ،یادم می آید اقوام و آشنایان به خانواده میگفتند:"دختر را چه به فوتبال"
اما همه آنها وقتی پیشرفت و موفقیت های مرا دیدند،کم کم نظرشان عوض شد و در واقع الگویی شدم برای دختران علاقه مند به فوتبال که وارد این رشته ی ورزشی شوند،که از این بابت خیلی خوشحالم.
فعالیت های شما در زمینه ی باشگاهی در چه تیم ها و در چه سطحی بوده ؟ بعد از اولین مسابقات فوتسال به همراه تیم تمرینات خود را ادامه دادم تا کم کم تیم های بیشتری در کشور شکل گرفت،درآبان 79 اولین دوره مسابقات استانی (انتخابی کشوری) برگزار شد،تیم ما در آن دوره قهرمان شد و من هم با 16 گل زده به عنوان خانم گل،بهترین بازیکن و مهاجم شناخته شدم،بهمن همان سال دراولین دوره مسابقات کشوری با بد شانسی و گل زده ی کمتراز راه یابی به نیمه نهایی باز ماندیم و چهارم شدیم و من با 13 گل زده در رده ی دوم جدول گلزنان بعد از خانم آتوسا حجازی(دختر آقای حجازی)قرار گرفتم،سال 80 در اولین دوره ی مسابقات فوتبال دسته 1 به همراه تیم مازندران حاضر بودم،،در سال 81 با استقلال قهرمان لیگ شدیم و در پایان مسابقات جزء بهترین های لیگ معرفی شدم،بعد از استقلال یک دوره در پیکان بازی کردم،در سال 83 بعد از چند ماه مصدومیت به تیم نورآوران نوشهر پیوستم و با حمایت های روحی خانم عامری (سرپرست تیم)و خانم صوفی(مربی تیم)دوباره تمریناتم را آغاز کردم،و با این تیم در لیگ حاضر شدم،تا سال 86،در این مدت با این تیم یک مقام چهارمی کسب کردم و در سال 86 هم به دلیل مشکلات مالی و یکسری مسائل،متاسفانه تیم به دسته ی پایین تر سقوط کرد.
بعد از آن در همان سال به تیم فوتبال بال گستر ساری پیوستم و در لیگ 86-87 قهرمان لیگ شدیم در آن تیم در پست فوروارد توپ می زدم.
چگونه به تیم استقلال ملحق شدید؟ در مسابقات کشورهای اسلامی در تهران،خانم مظفری(که در آن زمان سرپرست تیم استقلال بودند)از بازی من خوششان آمد و مرا به آقای علیرضا حیدری معرفی کردند.
از چه زمانی به تیم ملی بانوان ایران پیوستید: درسال 80 به اولین اردوی تیم ملی فوتسال (به مربیگری خانم شمس)دعوت شدم و در مسابقات کشورهای اسلامی شرکت کردیم،تا سال 83 در تیم ملی فوتسال حضوری فعال داشتم، متاسفانهدر همان سال(83) در تمرینات تیم ملی مصدوم شدم که از لحاظ روحی خیلی به من ضربه زد و باعث شد چند ماهی از میادین دور باشم، در سال 84 به اولین اردوی تیم ملی فوتبال(به مربیگری خانم مظفر)دعوت شدم، همان سال در مسابقات غرب آسیا نائب قهرمان شدیم و چندین مسابقه ی دوستانه و برون مرزی هم در پرونده دارم.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟ مربی بازیکن تیم لیگ برتری فرآورده های بتن قدرتی نوشهر هستم که برای اولین بار در لیگ گذشته شرکت کردیم و خوشبختانه موفق شدم با تمام مشکلات تیم را در لیگ حفظ کنم.
چگونه به فکر مربیگری و تیم داری افتادید؟ 10 روز مانده به شروع لیگ گذشته تیم پرسپولیس از حضور در لیگ انصراف داد وبا کمک ها و هماهنگی های آقای بهروان(رئیس هیئت فوتبال مازندران) و خانم بوداقی و حمایت مالی اسپانسر تیم،آقای قدرتی امتیاز تیم خریداری شد و من در طی این 10 روز تیم را با قراردادهای بسیار ناچیز بستم،جا دارد اینجا از بازیکنان که بدون چشم داشت مالی ،به خاطر لطفشان به من و با وجود درخواست هایی که داشتند و به تیم من آمدند و با غیرت فوتبال بازی کردند تشکر و قدردانی کنم.
قصد دارید به فعالیتتان در لیگ برتر با همین تیم ادامه دهید؟ اگر خدا بخواهد و اسپانسری برای تیم پیدا شود حتما این کاررا می کنم، تمام تلاشم این است که با قدرت در این دوره حاضر شویم.
آیا در دوره های مربی گری شرکت کرده اید؟ بله،کارت درجه D مربی گری دارم و سعی خواهم کرد که آن را ارتقاع دهم(مدرک درجه 3 داوری نیز دارم)
شما به کار دیگری هم به غیراز فوتبال مشغول هستید؟ خیر تنها فعالیت من فوتبال است.
آیا فوتبال جوابگوی نیازهای مالی شما است؟ چون با خانواده زندگی می کنم همیشه مرا حمایت کرده اند اما مشکلات مالی با این وضعیت درآمد اجتناب ناپذیر است و اگر کسی عاشق این کار نباشد مطمئنا زیاد دوام نخواهد آورد.
به غیر از مقام های ملی و باشگاهی خاطره ی ورزشی خاصی دارید؟ بله،در سال 84 (در مراسم قهرمان قهرمانان) به عنوان قهرمان استان مازندران انتخاب شدم،و اتفاق دیگری که مرا بسیار خوش حال کرد این بود که در همان سال در کنار معرفی ورزشکاران ملی شهر تنها بانوی ملی پوش بودم ،این امر باعث اعتماد به نفس بیشتر دختران همشهریم شد، که مرا بیشتر خوشحال می کند.
بدترین خاطره ی ورزشی : همان مصدوم شدن در تمرینات تیم ملی در سال 83.
بدترین خاطره ی شخصی: فوت ناگهانی برادرزاده ی 13 ساله ام(امیرحسین رودگر) در تابستان گذشته،که استعداد عجیبی در فوتبال داشت و به غیر از خودم تنها فرد فوتبالی خانواده بود.
چه عواملی باعث پیشرفت شما و فوتبالتان شد؟ من همیشه اخلاق و احترام به پیشکسوت را سرلوحه ی کارها و بازی هایم قرار داده و می دهم،و همیشه به خدا توکل کرده ام،هیچ وقت هم مغرور نشدم چرا که معتقدم اگر ورزشکاری به این مرحله برسد دیگر پیشرفت نمی کند.
توصیه ی شما به جوان ترها: بعد از توکل و احترام به پیشکسوت،به آنها توصیه میکنم همیشه چیزهای تازه بیاموزند و به هر مرحله از پیشرفت که رسیدند فکر نکنند که همه چیز را می دادند،با این تفکر باید بدانند فوتبال آنها به پایان رسیده است
در حال حاضر به عنوان یک پیشکسوت فوتبال که هنوز هم مشغول هستید چه توقعی از مسئولین دارید؟ کمترین خواسته ای که از مسئولین شهر و تربیت بدنی دارم این است که یک سالن در اختیار من قرار دهند تا بتوانم تجربیاتم را در اختیار جوانان ونوجوانان علاقه مند قرار دهم،چون واقعا مادرانی هستند که با من تماس می گیرند و می خواهند که فرزندشان را پیش من بفرستند اما متاسفانه سالنی در اختیار من نیست و من این امکان را ندارم.
یکی از مسائل حاشیه ای اطراف فوتبال بانوان،جریان دو جنسه هاست،شما چنین چیزی را در تیم ملی مشاهده کردید؟ من تا زمانی که در تیم ملی بازی میکردم که چنین چیزی را ندیدم و الان هم دورادور از اوضاع تیم ملی باخبر هستم و دوستانم در تیم ملی حضور دارند و مطلع هستم که جریان دوجنسه ها در تیم ملی از ابتدا شایعه ای بیش نبوده.
به نظر شما بین فوتبال آقایان و بانوان چه تفاوت هایی وجود دارد؟ من معتقدم فوتبال بانوان در این چند سال از لحاظ فنی رشد بسیار خوبی داشته است و در حال حاضر از نظر فنی چیزی از آقایون کم نداریم،اما متاسفانه حمایت نمی شویم،می توان گفت تنها برتری آقایون،قدرت بدنی آنهاست که بیشتر آن ذاتی است.
بزرگترین آرزوی ورزشی شما چیست؟ آرزوی هر ورزشکاری بعد از پوشیدن پیراهن تیم ملی،قهرمانی در آسیا و بعد هم حضور در جام جهانی است که من هم از این امر مستثنئ نیستم.
به نظر شما چرا تیم ملی با وجود استعدادهای فراوانی که دارد به مقام های چشم گیری دست پیدا نمیکند؟
تیم ملی خوب شروع به فعالیت کرد و گام های محکمی برداشت ولی اگر توجه بیشتری به آن شود و از نظر فنی تقویت شود حتما پیشرفت های قابل توجهی خواهد داشت.
در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمائید: از تمام اعضای خانواده و دوستانم که در این مسیر همیشه همراه من بودند بسیار سپاسگزارم،همچنین تمام مربیانم،خانم ها:شمس،شجاعی،صوفی،مظفر،وقاری و... بسیار سپاسگزارم،و از شما و د نیای فوتبال که ما را به یاد دارید.
حاشیه مصاحبه
تا به حال به شادی پس از گل و انجام حرکات خاصی فکر کرده اید؟
همیشه دوست داشتم شماره ی دوست صمیمی ام (نسیم موسوی که خودش هم فوتبالیست است )را روی پیراهن زیر پیراهن اصلی بنویسم و بعد از گل پیراهنم را بالا بزنم و آن را نشان دهم اما این امکان برای بانوان وجود ندارد.
هیچ وقت از فوتبال بیزار شده اید؟
نه به این شکل،گاهی شده مثلا در لیگ گذشته که برای اولین بار تیم داشتم به دلیل برخی مسائل و مشکلات مالی از اینکه چرا این کارو شروع کردم پشیمون بشم ولی وقتی نتیجه
می گرفتیم و اوضاع تیم تغییری می کرد نظرم عوض می شد،اما با تمام مشکلات همیشه و همیشه عاشق فوتبال بوده و هستم اما گاهی مثل الان که مدتی است مصدومیتم شدید شده واقعا دلم برای بازی تنگ شده فکر نکنم تا زمانی که زنده ام از فوتبال دست بکشم.
تا به حال در بازی های ملی و باشگاهی با داور درگیر شدی؟
همانطور که گفتم همیشه اخلاق سرلوحه ی تمام کارهایم بوده و هست و در بازی های زیادی هم به عنوان بازیکن اخلاق شناخته شدم،چه در بازی های ملی و چه باشگاهی همیشه معتقد بودم که نباید به تصمیم داور اعتراض کرد.
در بازی های ملی که حضور داشتید درگیری خاصی به خاطرمسائل داوری دیده اید؟
تا جایی که یادم هست نه اما بودند بازیکنانی که به تصمیم داور اعتراضی داشته باشند و با حالت عصبانی به سمت داور رفته باشند اما خوشبختانه هیچ وقت به درگیری ختم نشده،چراکه در فوتبال بانوان داور خیلی سریع بازیکن معترض را با کارت جریمه می کند و اجازه ی بحث و ادامه ی اعتراض را نمی دهد...
تا به حال اتفاقی افتاده که از فوتبال نا امید شوید و با یک خبر یا اتفاق به فوتبال بر گردید؟
بله،سا ل 84 که در تمرینات تیم ملی فوتسال مصدوم شدم و از اردو باز ماندم،توی خونه نشسته بودم و یادم میاد خیلی ناراحت بودم که دوستم با عجله اومد و بهم خبر داد که از فدراسیون تماس گرفتن و گفتن که من به تیم ملی فوتبال دعوت شدم(که اولین اردوی تیم ملی فوتبال بود)،اون لحظه انگار دوباره به زندگی بر گشتم!
میترا شریفی